نتیجه صحبت دوستانه دیشب با یکی از دوستان.......
چه لذت بخش و مطلوب است مهتاب پس از باران
پس از باران جهان را غرق در مهتاب خواهم کرد

صداي تيک تاک ساعت، نگاههاي سرد چهار کنج اتاق، صداي چکه کردن آب، همه و همه نشان از شبي سخت و سرنوشت ساز براي فردا هستند. اضطراب و نگراني صبر و طاقت را به سر آورده است، به انتظار صبح نشسته ام صبحي سوزان در ساحل بي کران دريا .در دل هياهويي بر پاست گويي که تا به حال غروب زيباي آفتاب را در کنار بي کران آسمانها نديده ام از پسِ پرده دل، شادي کوهها و ستارگان را نظاره گرنشسته ام، شادي که با سپيده دم جوانه مي شود و از دلِ خاک سر بيرون مي آورد. آري فردا روز اميد و يکي شدن است، اميد به دسته گلهاي سرخ لاله. نوايي معطر با لبخندي از اميد اما شيرين، به شيرينيِ انتظارِ تنها يک کلام ، کلامي سراسر اميد و انتظار.
سرنوشت را با عشق رقم زدن، سرنوشت را با فرياد پرندگان در جنگلي پر ازهياهو که نداي وصال در ترانه هاي بهاري آنها موج مي زند، سرودن . آري اين است سرانجام هر ندايي، اين است پاسخ تمام فريادها، اين است همان نگاه شيرينِ دريا در سرزمين عشق و لبخند به مرغان هميشه در پرواز. آسمان درياها باراني از عشق را نويد است و تنها تو مي داني که مهتاب پس از باران چقدر لذت بخش و مطلوب است . . .
شيرينيِ شهدِ گلها در يک روز سراسر باران واقعا زيباست و به انتظار ِ انتظار نشستن و شب را با شيرينِ عشق به صبح رساندن احساس شگفت انگيزي در من نمايان کرده است، به انتظار همان صبحي خواهم ماند که شيرين دلها به سرزمين عشقم قدم گذارد و تا به پايان در سرزمين هميشه سبز و بهاري کلبه اي از عشق و دوستي بنا خواهم نمود، براي او، براي عشق و براي هر آنچه که معناي عشق را مي فهمد آري هم اينک گذر زمان را احساس نمي کنم تنها به ساعت دل خود نظر دوخته ام، باشد که لحظه اي بعد نويد بخشم باشد . . . ![]()
![]()
![]()